خرید بک لینک

حالا مدتی ست که در فضای خانه پخش شده. در تمام ذرات هوا. در تمامِ سلول های خانه. در آنجا و آن زمانی که حواسمان نیست. بر پیشانیِ سفید و کوچکش. بر پوششِ آرامِ تنش.
حالا مدتی ست که خودش را بین ما تقسیم می کند. اندکی با من می آید وقتی از خانه بیرون می زنم. دستش را می گذارد خانه تا دستهایش را بگیرد. پاهایش را می برد سمتِ خانه ی پدری. آغوشش اما خودش دنیایی ست پراکنده تر از تمام آنچه بوده و هست. همه جا. همه جای زندگیمان در آغوشش لمیده ایم. با ترسهامان. با عشقهامان. با خلوتهامان

برچسب: روز,نوشت, نویسنده: آرمان شجاعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:57

صفحه بندی